ارزشگذاری سهام چیست ؟
ارزشگذاری یا valuation مبحث بسیار پر اهمیتی است که در واقع حلقه گم شده تحلیل فاندامنتال محسوب می شود. ارزشگذاری سهام به معنای تخمین و تعیین ارزش واقعی یک سهم و پیدا کردن قیمت منصفانه آن است. در این مقاله قصد داریم به این مبحث مهم و روش های مختلف آن بپردازیم.
برای ارزشگذاری ابتدا ماهیت شرکت را پیدا کنید
در اولین قدم برای ارزشگذاری یک شرکت باید به ماهیت کاری و شغلی آن شرکت بپردازیم.در واقع روش ارزشگذاری یک شرکت تولیدی با یک شرکت هلدینگ متفاوت است. به عنوان مثال برای شرکتی همچون هلدینگ شستا، نمی توانیم از روش یکسان برای شرکت تولیدی همچون فخوز استفاده کنیم. زیرا ماهیت کاری این دو شرکت متفاوت است پس برای ارزشگذاری این دو باید از روش های متفاوت استفاده کرد.
روش P/E
یکی از روش های مرسوم و پرکاربرد برای ارزشگذاری سهام شرکت های تولیدی، نسبت قیمت به درآمد یا همان p/e است. در این روش قیمت روز سهام یا همان price تقسیم بر سود به ازای هر سهم یا همان eps میشود. به عنوان مثال اگر قیمت هر برگ سهام شرکت x مثلا 1000 تومان است و سود به ازای هر سهم این شرکت معادل 200 تومان است. با تقسیم 1000 بر 200 به عدد 5 میرسیم که در واقع این عدد p/e سهام مذکور را نشان میدهد.
طبیعتا هر چه عدد به دست آمده کوچک تر باشد به معنی ارزنده تر بودن سهام است. البته نباید غافل شد در روش p/e صرفا با نگاه کردن به سود سازی فعلی شرکت نمیتوان در رابطه با ارزنده بودن آن صحبت کرد . بلکه سود سازی آینده و ادامه دار شرکت هم از اهمیت بالایی برخوردار است. اینجا است که با مفهوم p/e فوروارد مواجه میشویم.
برای به دست آوردن p/e فوروارد باید قیمت روز سهام را تقسیم بر سودی که قرار است در سال آتی به دست بیاید کرده تا از نسبت p/e فوروارد شرکت با خبر شویم.لازم به ذکر است برای محاسبه eps آینده نگر شرکت ها باید بر تحلیل بنیادی تسلط کافی داشته باشید.
روش P/NAV
در این روش که بیشتر مناسب شرکت های هلدینگ و سرمایه گذاری است ابتدا باید خالص ارزش دارایی ها یک شرکت همانند جمع حقوق مالکانه،ارزش روز پرتفوی بورسی و غیر بورسی محاسبه شود که به آن NET ASSET VALUE یا به اختصار NAV گفته میشود.
سپس قیمت روز هر برگ سهام شرکت را تقسیم بر خالص ارزش دارایی ها میکنیم تا نسبت p/nav شرکت مشخص شود. در این روش هم طبیعتا هر چه درصد به دست آمده اعداد کمتری را نشان دهد از ارزنده تر بودن سهم حکایت میکند. به عنوان مثال اگر هر برگ سهام هلدینگ x به قیمت 1000 تومان باشد و NAV به دست آمده به ازای هر برگ سهام نیز در محدوده 1600 تومان باشد. p/nav شرکت مذکور در محدوده 60 درصد ارزش ذاتی معامله می شود و 40 درصد تا ارزش واقعی فاصله دارد.
روش P/S
در این روش قیمت هر برگ سهام را نسبت به میزان فروش خالص شرکت میسنجیم. در واقع ابتدا فروش خالص شرکت را تقسیم بر تعداد سهام شرکت میکنیم تا فروش به ازای هر سهم شرکت به دست بیاید و سپس قیمت روز سهام شرکت را تقسیم بر این عدد میکنیم تا نسبت p/s سهم به دست بیاید. به عنوان مثال اگر فروش یک سال شرکت x حدود 2000 میلیارد تومان باشد.و تعداد برگ سهام این شرکت هم 200 میلیون باشد. با تقسیم 2000 میلیارد تومان بر 200 میلیون برگ سهام به رقم 10000 تومان میرسیم که این عدد نشان دهنده فروش به ازای هر سهم است.
در این مثال فرض میکنیم قیمت هر برگ سهام شرکت حدود 25 هزار تومان است. با تقسیم 25000 بر 10000 به عدد 2.5 میرسیم که در واقع همان p/s شرکت را نشان میدهد. این نسبت هر مقدار کمتر باشد از ارزنده تر بودن سهام حکایت میکند.
روش P/B
نسبت p/b یا همان قیمت به ارزش دفتری یکی دیگر از روش های ارزشگذاری سهام است که در کشور ما به علت به روز نبودن ترازنامه شرکت ها با توجه به تورم مداوم کاربرد کمتری دارد. در این روش برای محاسبه ارزش ذاتی هر برگ سهام شرکت به سراغ ترازنامه شرکت رفته و جمع حقوق صاحبان سهام آن شرکت را تقسیم بر تعداد برگ سهام آن میکنیم تا ارزش دفتری هر برگ سهام شرکت به دست بیاید. در قدم بعدی قیمت روز را تقسیم بر ارزش دفتری هر برگ سهام شرکت کرده تا نسبت p/b به دست بیاید.
در مواقعی که شرکت های بورسی اقدام به افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها میکنند به علت به روز شدن ترازنامه شرکت ها این نسبت دستخوش تغییرات می شود که در صورت زیاد بودن مقدار درصد افزایش سرمایه ممکن است نسبت p/b شرکت ها به زیر 1 واحد برسد که نشان دهنده جذابیت بالای آن سهام برای سرمایه گذاری خواهد بود.
روش DDM
این روش مناسب برای شرکت هایی است که تقسیم سود خوب و منظمی در مجامع داشته باشند و وضعیت سود دهی آن ها مناسب باشد. در این روش تحلیلگر ارزش سهام شرکت را از طریق ارزش فعلی سود های نقدی که شرکت در آینده تقسیم خواهد کرد به دست می آورد.
باید دقت کرد این روش معمولا برای شرکت هایی مناسب است که تقسیم سود مداوم و قابل پیش بینی دارند.
روش FCF
یکی دیگر از مهمترین روش های ارزشگذاری سهام، استفاده از مدل های جریان نقدی آزاد یا همان FCF) Free Cash Flow) است. منظور از جریان نقدی آزاد در واقع تفاوت بین جریان ورودی پول نقد و خروجی پول نقد یک شرکت است.
خیلی از تحلیلگران معتقدند محاسبه سود و زیان یک شرکت فقط بر اساس استاندارد های حسابداری انجام میگیرد اما مهمتر از این محاسبات، میزان ورود نقدینگی به یک شرکت است. جریانات آزاد نقدی پس از پرداخت هزینه ها محاسبه میشود و به تحلیلگران کمک میکند تا با استفاده از آن تصمیمات بهتری برای خرید و فروش سهام بگیرند.
روش Replacement یا ارزش جایگزینی
در روش ارزش جایگزینی تحلیلگر به دنبال محاسبه این است تا متوجه شود برای احداث یک کارخانه مشابه کارخانه ای که در بازار سهام معامله می شود چقدر هزینه لازم است. به عنوان مثال برای احداث یک شرکت اوره ای با ظرفیت تولید 3 میلیون تن اوره نیازمند به چه میزان پول است تا 0 تا 100 این کارخانه تاسیس شود .
در این مثال در صورتی که فرضا هزینه ساخت این شرکت در محدوده 10000 میلیارد تومان باشد. و ارزش کل شرکت مشابه فعلی در بازار بورس بیشتر یا کمتر از این مقدار باشد نشان دهنده ارزان یا گران بودن سهام آن شرکت است.
نتیجه گیری :
در این مقاله قصد داشتیم تا شما را به مهمترین و کاربردی ترین روش های ارزشگذاری سهام درایران آشنا کنیم. روش های بسیار دیگری در مورد ارزشگذاری سهام در دنیا وجود دارد که در بازار بورس ما کاربرد چندانی ندارد و به همین علت در این مقاله به آن ها اشاره ای نشده است. اما باید در نظر داشت روش های ارزشگذاری سهام به همین موارد ختم نمی شود و مباحث و موارد بسیار وسیع تری را در بر میگیرد.